الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

72

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

سعى كرد كه به غيرت و حميّت و خشونت آنها جهت‌گيرى صحيح بدهد ؛ چنان كه قرآن مىگويد : « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ » « 1 » . ( 1 ) نگاهى به زندگى حضرت ابراهيم عليه السّلام حال كه در صدد بررسى تاريخ اسلامى هستيم ، لازم است كه تاريخ بناى كعبه در مكّه مكرّمه را هم بررسى كنيم . براى اين كار ابتدا بايد تاريخ زندگانى بانى آن ، حضرت ابراهيم عليه السّلام را از نظر بگذرانيم . ( 2 ) جامع‌ترين متنى كه قصهء حضرت ابراهيم خليل را بيان نموده ، متنى است كه در روضهء كافى با سندى از على بن ابراهيم قمى ، از زيد كرخى آمده است وى مىگويد : از ابو عبد الله ، امام صادق عليه السّلام شنيدم كه فرمود : محل تولد حضرت ابراهيم عليه السّلام در كوثاريا و پدرش نيز از اهالى همان منطقه بوده است و مادر حضرت ابراهيم و مادر حضرت لوط صلّى اللّه عليه و آله و سلم ، ساره و ورقة بوده‌اند كه با هم خواهر و از دختران لاحج بوده‌اند و لاحج از انبيا بوده است و نه از رسولان الهى . ( 3 ) حضرت ابراهيم در دوران جوانى بر فطرتى بود كه خداوند عز و جل خلقتش را بر آن آفريده بود تا اين كه خداوند تبارك و تعالى او را به سوى دين خويش هدايت كرد و او را برگزيد . او با ساره ، دختر دختر « 2 » لاحج كه دختر خاله‌اش مىشد ، ازدواج كرد . ساره داراى گوسفندان بسيار و ملك فراوان بود و وضعيت خوبى داشت . او پس از ازدواج تمام ثروتش را به تمليك حضرت ابراهيم درآورد . حضرت ابراهيم به رسيدگى و اصلاح امور پرداخت و بر تعداد احشام و وسعت كشاورزىاش افزوده شد ، به صورتى كه در منطقهء كوثاريا وضع مالىاش از همه بهتر بود . ( 4 ) پس از آن كه حضرت ابراهيم ، بت‌هاى نمرود را شكست ، به دستور نمرود ، دستگير شد و هيزم فراوانى گردآورى گرديد و آتش عظيمى برپا كردند و سپس حضرت ابراهيم را در آتش انداختند تا بسوزد ، پس از مدتى كه آتش خاموش شد به كنار آتش آمدند و ديدند كه ابراهيم سالم و سرحال در آتش نشسته است . اين خبر را به نمرود دادند و او دستور داد كه ابراهيم را

--> ( 1 ) . الفتح ، ( 48 ) ، 29 . ( 2 ) . علامهء مجلسى بر جزء 26 مرآة العقول حاشيه زده و فرموده است لازم است دختر دختر لاحج نوشته شود و شايد كه نسّاخ تصور كرده‌اند كه تكرار دختر زايد است و آن را حذف كرده‌اند .